پیوند ها

کافکا در داستان «نقب» فرانتس کافکا، ماجرای جانوری شبیه موش کور را تعریف میکند که برای رهایی از جهان بیرون، تصمیم میگیرد جای امنی برای خود در دل زمین تعبیه کند. این جانور همه وسایل لازم، سدهایی دفاعی و انبار آدوغه در پناهگاهش فراهم میآورد، اما جهان بیرون دوباره به سراغ او میآید و یک صدای سوت مانند ناخوشآیند و ممتد که منشای آن مشخص نیست آزارش میدهد. زندگی امن این جانور به هم میریزد و او به جستجوی این صدای ناخوشآیند راهی میشود.
سیاوش جمادی در این اثر دست به ترجمه و ارایهی خوانشِ خود از داستانی کوتاه به نامِ نقب (لانه) زده است. خوانشی که به عنوانِ مقدّمهی کتاب، جهانی تازه را فراروی خواننده فرو مینهد، و در تلاش است تا خودِ خواننده نقبی به دنیای ژرفِ فرانتس کافکا بزند!
برچسب های مهم