پیوند ها

این مجموعه مشتمل بر مهمترین داستانهای کوتاه هاینریش بل در طی سالهای ۱۹۴۷ الی ۱۹۵۱ می باشد سالهایی که ژرمن ها مشغول بازسازی خرابی های جنگ نازی ها بودند در این داستانها نویسنده به مردان و زنان بیچاره ای می پردازد که در میان ی بدبختیشان با گرسنگی ، ترس و درد دست و پنجه نرم می کنند
لحظه ای که از کنار آنها رد می شد گفت : باید به خاطر بیاورند . اما کسی یادش نماند و همه چیز به روز اولش باز گشت کسی نفهمید جز یک یادآوری ذهنی نیست که حافظه از نگهداریش بطور نامعلومی سر باز می زند : فکر ناخودآگاهی که از راه می رسد به یک ذهن نگران پا می گذارد و مثل یک حیوان وفادا ، به یک اشاره صاحب خود محو و گم می شود در آن وقت مثل نوزادی بود که قبل از دنیا آمدن از روی بی طاقتی صدایش در می آید و گریه اش را سر می دهد و ما که در این دنیاییم و پشت دیوار حیاتیم صدایی را نمی شنویم شاید هم بخشی از یک چهره بود که دهان باز می کند و به زبان خود می گوید : بخندید هر خنده یک دروغ بزرگ است که می گوییم تا مدت زیادی چیزی را فراموش کنیم….
برچسب های مهم